مارتین لوترکینگ چگونه مفهوم سیاه و سفید را دگرگون کرد

به گزارش بهترینهای وب، اوئن گلایبرمن منتقد فیلم در نیویورک نقدی بر فیلم سلما ساخته آوا دوورنای نوشته و در آن به محتوا و ظرافت های این اثر پرداحته است که در زیر می خوانید.

مارتین لوترکینگ چگونه مفهوم سیاه و سفید را دگرگون کرد

فیلم سلما از پرداختن به چهره نمادین و تاریخی مارتین لوترکینگ فراتر می رود و نشان می دهد که او یک استراتژیست سیاسی زیرک بود.

سلما، فیلم مهیج و یک درام تاریخی نیرومند در خصوص مبارزه طولانی و خستگی ناپذیر مارتین لوترکینگ برای کسب حقوق شهفرایندی و از جمله حق رای برای سیاهپوستان آمریکا است. در صحنه شروع فیلم لوترکینگ که نقش او را دیوید اویلوو بازی می نماید، در اتاق یک هتل و در حالیکه با چهره ای هوشیار مستقیما به دوربین نگاه می نماید در حال تمرین متن سخنرانی خود است.

تردیدی نیست که به آنچه که دارد می گوید اعتقاد چندانی ندارد و می توان دید که هوش و حواس او جای دیگری است. او چند جمله بسیار شیوا از متن را می خواند و یکباره خواندن را قطع می نماید و می گوید: این درست نیست.

سال 1964 است و مارتین لوترکینگ که قرار است جایزه صلح نوبل را دریافت کند، نگران پاپیونی است که قرار است برای این ضیافت بپوشد. او می گوید پوشیدن این لباس ها ظاهر او را مثل افراد ثروتمند خواهد نمود و اضافه می نماید: برادران ما در آمریکا در این مورد چه فکری خواهند کرد.

نکته ای که در فیلم برجسته می گردد و نکته بسیار ظریفی است، این نیست که مارتین لوترکینگ از پوشیدن لباس های شیک و گران قیمت شرم داشت بلکه این است که او به عنوان یک رهبر سیاسی همواره به ظاهر مسایل و برداشت دیگران توجه می کرد.

در طول این فیلم می بینیم که این موضوع محور اصلی داستان سلما است. این فیلم به کارگردانی آوا دوورنای نشان می دهد که چگونه مارتین لوترکینگ با جلوه دادن نمادی که حتی خود او نیز نمی توانست آن را تحمل کند، به عنوان یک سیاستمدار زیرک و چیره دست توانست تاریخ معاصر آمریکا را تغییر دهد.

در اولین بخش های فیلم، صحنه دیدار مارتین لوترکینگ با لیندون جانسون رییس جمهور وقت آمریکا (با بازی تام ویلکینسون) بازسازی شده است. در این دیدار لیندون جانسون با خوشرویی و گرمای مخصوص اهالی ایالت جنوبی، از لوترکینگ استقبال می نماید و می گوید از اینکه در جنبش حقوق مدنی قرار است با کسی همکاری کند که یک رادیکال نیست بسیار راضی است. اما گرمای این دیدار مدت چندانی نمی پاید. مارتین لوتر کینگ برای درخواست قانون حق رای سیاهپوستان به دیدار رییس جمهور آمده است. لیندون جانسون با تصویب چنین قانونی موافق است ولی معتقد است که فعلا برای این کار زود است چون مدت زیادی از تصویب قانون برابری حقوق مدنی در سال 1964 نگذشته و او اکنون با مسایل فوری تری روبرو است.

طبق حکایتی که در فیلم ارایه می گردد این عدم توافق باعث می گردد که مارتین لوترکینگ و همراهانش برای برگزاری یک مجموعه تظاهرات به شهر کوچک سلما در ایالت آلاباما بفرایند. هدف اعتراض ها این بود که به وسیله انعکاس اخبار آن در رسانه ها به افکار عمومی در سراسر کشور نشان داده گردد که سیاهپوستان ساکن ایالت های جنوبی با وجود داشتن حق رای ولی به خاطر وجود نژادپرستی خشونت آمیز در این مناطق و تهدید و ارعاب آنها، از رای دادن محروم شده و یا صرف نظر می نمایند.

وقتی که مارتین لوترکینگ و همراهان او وارد سلما می شوند برای اقامت به یک هتل شیک می فرایند. مدیر هتل سراسیمه خود را به سالن ورودی می رساند و از دور با لحنی ظاهرا محبت آمیز می گوید: سلام، آقای لوترکینگ! ولی وقتی که نزدیک می گردد مشت محکمی به چانه لوترکینگ می زند. این صحنه مسلما تاثیر زیادی روی بیننده خواهد داشت و کمتر کسی است که از دیدن آن منزجر نگردد.

ولی این دقیقا همان چیزی بود که مارتین لوترکینگ و همراهان او دنبالش می گشتند. پس از وقوع این صحنه یکی از آنها می گوید: این جا عالی است. در حقیقت آنها قصد نداشتند از وقوع این برخوردهای نژادپرستانه و ابلهانه پرهیز نمایند، وقوع چنین رفتاری و نمایش دادن آن به افکار عمومی کشور دقیقا همان چیزی بود که برای آن به سلما در آلاباما آمده بودند.

تغییر رویکرد

به فاصله کوتاهی پس از رسیدن به شهر سلما، پیشاپیش مارتین لوترکینگ جمعیتی از تظاهرنمایندگان در برابر یک ساختمان دولتی اجتماع می نمایند. در جمعیت زن سالخورده ای هم هست به نام آنی لی کوپر (با بازی اپرا وینفری) که در صحنه های قبلی فیلم دیده بودیم گروه های فشار سفیدپوستان از ثبت نام او برای رای دادن جلوگیری می نمایند. همزمان با نزدیک شدن جمعیت به ساختمان یکباره ماموران پلیس از راه می رسند و با باتوم و چماق تظاهرنمایندگان را به شدت کتک می زنند. حتی آنی لی کوپر این پیرزن آرام نیز با ضرب و شتم پلیس به زمین می افتد.

صبح روز بعد روزنامه های سراسری آمریکا عکس هایی از این صحنه را در صفحه اول چاپ می نمایند و وقتی یکی از این روزنامه ها به دست جانسون می رسد از رفتار مارتین لوترکینگ عصبانی می گردد. چون از این لحظه به بعد این حوادث خشونت آمیز است که سرنوشت و زمان تصویب لایحه قانونی مورد نظر او برای تضمین حق رای سیاهپوستان را مشخص خواهد نمود و این دقیقا استراتژی مارتین لوترکینگ است!

تمام این فیلم روی نبرد بین رهبر معنوی و با اراده جنبش سیاهپوستان با یک رییس جمهور مردد تمرکز نموده است که همین امر باعث شده فیلم سلما از سوی شخصیت های گوناگونی مورد انتقاد قرار گیرد. اولین اعتراض از سوی جوزف ای کالیفانو مشاور ارشد پرزیدنت جانسون در امور داخلی در فاصله سال های 1965 تا 1969 مطرح شد. او مدعی است تصویری که از جانسون در این فیلم ارایه شده از نظر تاریخی غلط است.

شواهد متعدد و از جمله نوار مکالمات بین این دو نفر وجود دارد که نشان می دهد لیندون جانسون از استراتژی مارتین لوترکینگ برای تحریک واکنش های نژادپرستانه و استفاده از پوشش خبری این حوادث به نفع تصویب قانون حق رای سیاهپوستان حمایت می کرد.

در مجموع اینطور به بیننده القا می گردد که لیندون جانسون با طرح و ماموریت سیاسی مارتین لوترکینگ کاملا بیگانه بوده است.

آنالیز دقیق وقایع تاریخی نشان می دهد که لیندون جانسون و مارتین لوترکینگ بر سر زمان تصویب قانون مزبور اختلاف داشتند، مارتین لوترکینگ بر عامل بودن تصویب این قانون پافشاری می کرد و حوادثی که در شهر سلما روی داد در حقیقت لیندون جانسون را مجبور کرد که سریعتر این قانون را به کنگره ارایه کند.

به همین خاطر شاید بتوان گفت که نحوه پرداخت این فیلم از لیندون جانسون در قالب یک درام تاریخی درست است و در حقیقت میخواهد نشان دهد که مارتین لوترکینگ با چه موانع عظیمی روبرو بود. مارتین لوترکینگ در تمام دوران مبارزات سیاسی خود با موانعی به عظیمی و سرسختی یک کوهستان روبرو بود و برای بالارفتن از این دیوار سنگی راهی نداشت مگر شکافتن صخره ها با ضربه سنگی هایی که درست به سختی خود صخره ها بودند.

به خاطر پرداخت شخصیت مارتین لوترکینگ در این فیلم می توان سلما را با فیلم لینکلن ساخته استیون اسپیلبرگ مقایسه کرد. یک درام تاریخی که دشواری ها و موانع و از طرف دیگر عزم و اراده یک شخصیت و نفوذ کلام مسیحاگونه مارتین لوترکینگ را بر پیروانش به خوبی نشان می دهد. این ماجرای مردی است که رسالتی را برگزیده که می داند از خود او عظیمتر است و قهرمانی او در این نکته نهفته است که اجازه می دهد این رسالت حتی خود او را نیز ببلعد.

ورای شخصیت نمادین

دیوید اویلو بازیگر نقش مارتین لوترکینگ با چشمان بادامی و گیرای خود، جنبه های گوناگون شخصیت قهرمان داستان را به خوبی نشان می دهد.

در متن سخنرانی های او در کلیسا می بینیم که او چگونه با هوشمندی کامل عبارات و مفاهیم روحانی را با سیاست و مبارزه در هم می آمیخت. یکی از نکات بسیار جالبی که این فیلم آن را با شهامت کامل برملا نموده این است که مارتین لوترکینگ در روش مبارزه هدفمند خود با سیستم حاکم درست به اندازه مالکوم ایکس شورشگر بود. اما در یک صحنه فیلم که مالکوم ایکس برای همکاری با رقیب قبلی خود به شهر سلما می آید، مارتین لوترکینگ از این بابت راضی نیست. این نکته که مارتین لوترکینگ در مقایسه با مالکوم ایکس بیشتر روی کسب دستاوردهای مرحله ای و یا تاثیر گذاری بر کل جامعه آمریکا تاکید می کرد، ابدا به این معنا نبود که اهداف و سیاست های او به اندازه مالکوم ایکس رادیکال و شورشی نبودند.

در عین حال می بینیم که او در بعضی از صحنه ها با همسر خود کورتا با بازی کارمن اجوجو، بسیار عاطفی و مهربان است اما زندگی مشترک آنها به نسبت مبارزات سیاسی همواره در درجه دوم واقع شده است.

دیوید اویلو اینطور نشان می دهد که شخصیت مارتین لوترکینگ به خاطر اعتقادات سخت خود به شدت تحت فشار واقع شده است. در یک صحنه وقتی که مارتین لوترکینگ در زندان است و با خود فکر می نماید که آیا خواهد توانست این همه فشار را تحمل کند، این حالت نمایش داده می گردد.

شاید قوی ترین مشخصه فیلم سلما این است که آوا دوورنای کارگردان فیلم، بخش های مختلف داستان را با حوادث خشونت آمیز و خونباری که در واقع رخ داده اند به هم پیوند می دهد. به باور کارگردان، مارتین لوترکینگ کوشش می کرد لایه های مختلف جامعه را با هم مرتبط کند و معتقد بود که قوانین نژادپرستانه نه فقط ناعادلانه بلکه شکل های پوشیده خشونت و نوعی از سرکوب است که فقط با تهدید به مرگ دیگران قابل دوام است.

این فیلم هر سه مورد از اقدام مدافعان حقوق سیاهپوستان برای برگزاری راهپیمایی طولانی خود از شهر سلما به شهر مونتگومری مرکز ایالت آلاباما را به ترتیب و بر مبنای وقایع تاریخی نشان می دهد. در اولین مورد از این راهپیمایی ها نیروهای پلیس تظاهرنمایندگان را با استفاده از چماق، گاز اشک آور و شلاق پراکنده می نماید که یادآور روش های خشن سرکوب سیاهپوستان در دوران برده داری است اما تفاوت عظیم در سال 1965 این است که تصاویر مربوط به این سرکوب خشن در تمام رسانه های سراسری منتشر می شوند.

بعدها که ماموران دولت فدرال به منطقه اعزام می شوند تا امنیت راهپیمایان را تضمین نمایند می بینیم که در صف راهپیمایان پیروزمند درست به اندازه سیاهپوستان، افراد سفیدپوست نیز شرکت دارند.

آنچه که فیلم سلما نشان می دهد فقط یک جنبش اعتراضی نیست، بلکه تولد یک آمریکای جدید است که در آن مفهوم سفید و سیاه به کلی دگرگون می گردد. این فیلم معتقد است که رسالت و میراث حقیقی مارتین لوترکینگ همین تحول بود.

به زبانی دیگر میراث او نه فقط پیروزی در جنبش کسب حقوق مدنی برای سیاهپوستان بلکه یاری به رهایی مردم آمریکا بود.

منبع: خبرگزاری مهر

به "مارتین لوترکینگ چگونه مفهوم سیاه و سفید را دگرگون کرد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مارتین لوترکینگ چگونه مفهوم سیاه و سفید را دگرگون کرد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید